70. يك بار يك افسر يك راننده کتولی را متوقف كرد و گفت: گواهينامه رانندگي و كارت ماشين... تركه گفت: يعني ميخواهي با اينا جمله بسازم؟

 69. معلم به شاگرد مي گه: 5 تا حيوان درنده نام ببر شاگرد مي‌گه: 2 تا ببر 3 تا شير!

 68. دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند

 67. يه بار دو تا سوسك به هم مي‌رسند. يكي از اون يكي مي‌پرسه: ببينم تو اتاق شما هم دانشجو پيدا مي‌شه؟

 66. به کتولی مي‌گن: براي چي زدي زنتو با چاقو كشتي؟ تركه مي‌گه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم

 65. تركه شيطون ميره تو جلدش پوست ميندازه

 64. يه نفر از کنار يه چوپون رد ميشه ميبينه چوپونه خم شده رو زمين ميگه: داري چه ميکني؟جواب ميده: دارم گوسفندها رو ميشمرم ميگه: چرا اينجوري؟جواب ميده آخه قبلا خود گوسفندها رو ميشمرده ولي حالا که سواد ياد گرفتم پاهاي گوسفندها رو ميشمرم تقسيم بر چهار ميکنم

63. کتولی ميخواست بره تهران دوستش بهش ميگه رفتي تهرون اگه كسي چيزي بهت گفت جوابشو بده وگرنه پر رو ميشن .ميگه باشه  .رسيد تهران بغل يه ديوار وايساده بود يه بچهه مياد بهش ميگه آقا شما چرا اينجا وايسادي. کتولی : وايسادم كه وايسادم به درك كه وايسادم

 62. يه روز يه کتولی با سر و صورت زخمي ميره سر کار دوستاش بهش ميگن چرا سر و شکلت اينجوريه؟ ميگه خانومم گل بارونم کرد ميگن پس چرا اين طوري؟ آخه يادش رفت از گلدون درش بياره

 61. ترکه خواب ميبينه يه فرشته مياد بهش ميگه يه آرزو کن . ميگه مي خوام خدا رو ببينم. ميگه نميشه يه آرزوي ديگه کن . ميگه پس منو آدم کن . ميگه ولش کن بيا همون خدا رو نشونت بدم!!!!

......................................................................................................................................